مقدمات مهمونی ندونی رونیکا جونم
دختر عزیزم 5شنبه صبح مامانی مریم جونی اومد اینجا آش دندونیتو و الویه مهمونیتو درست کرد؛ بعدشم شما پیش مامانی جونی موندی تا منو بابا جونت بریم خرید واسه تدارک مهمونیت عزیزم خلاصه منو بابایی جون اول رفتیم کلی گشتیم تا هدیه شما رو خریدیم ؛ بعدش رفتیم چاپ تزیینات تم دندونیت گلم؛ در انتها هم منو بابا جون رفتیم کیک جشنتو خریدیم عزیزم و چندتا بادکنک چون می دونم خیلی بادکنک دوست داری عشقم وقتی برگشتیم مامانی جونی حموم هم برده بودتت؛ ما هم خیلی خسته بودیم عزیزم؛ آَش دندنیتو...
نویسنده :
shiva
17:30









